۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ابران-یادواره شهیدان مجاهد خانواده ادب آواز

ابران-یادواره شهیدان مجاهد خانواده ادب آواز


20آذر هم زمان با سی وچهارمین سالگرد شهادت گوهر ادب آواز یادی میکنیم از او و 4شهید دیگر این خانواده قهرمان پرور

كساني كه با فداي همه چيز خود براي ديگران درسهايي جاودانه به بشريت مي دهند و اجازه نمي دهند ارزش هاي انساني در تيره ترين ادوار تاريخ به فراموشي سپرده شوند.
گوهر ادب آواز نيز از جمله ي همين نام هاست.
او در سال 1339، در جهرم بدنيا آمد ، دوران كودكي و نوجواني اش را در همين شهر گذراند. در جريان خيزشهاي مردم عليه شاه مثل بسياري از جوانهاي انقلابي، در تظاهرات و درگيريهاي مردم با حكومت نظامي شاه، فعالانه شركت داشت. از اواسط سال 58 فعاليتهايش را با پيوستن به سازمان مجاهدين خلق ايران شروع كرد. در سال شصت وقتي كه خميني امكان فعاليت علني ر ا از ميان برد و به قتل و كشتار جوانان ايران پرداخت، اون نيز با ديگر همرزمانش به تيم عملياتي مجاهدين در شيراز پيوست.
يكي از مهره هاي جنايتكار رژيم كه روزانه در ريختن خون بي گناهان در شيراز و ديگر نقاط ايران دست داشت و مسئول بسياري از اعدام ها و شكنجه ها در آن ايام به شمار ميرفت ،آخوند فوق العاده مرتجع و فاسدي به نام دستغيب بود. نامي كه براي بسياري از ايرانيان با رساله ها و كتابهاي مستهجن و اعمال جنايتكارانه اش شناخته ميشود، تنها بخشي از كارنامه ي او به شرح زير است:
– مسئول جنايتهاي بيشمار در مورد زندانيان مجاهد و مبارز
– مسئول سركوب و كشتار وحشيانه هموطنان جنگ زده و بي خانمان در شيراز
– صادر كننده حكم شنيع ترين تجاوزها، شكنجه ها و مثله كردن فرزندان مجاهد و مبارز مردم فارس به دستور مستقيم خميني جلاد
– مسئول سركوب وحشيانه جنگ زدگان معترض در صحن حرم شاهچراغ
آري سرانجام بيستم آذر سال 1360 اين شيرزن مجاهد گوهر ادبآواز بود كه در يك عمليات بسيار متهورانه، آخوند جنايتكار عبدالحسين دستغيب را به سزاي جناياتش رسانده و خود نيز در اين عمليات به شهادت رسيد.
گوهر در خاطرات همرزمان مجاهدش جايگاه ويژه يي دارد. شهيد فاطمه افراسيابي كه هم تيم مجاهد قهرمان گوهر ادب آواز بود درمورد وي گفته است :
”روز قبل از عمليات بارها از او شنيدم كه از خواهران وبرادران شهيدمان اسم ميبرد كه با سفارشهاي خاص دستغيب تيرباران شده بودند. از جنگ زده ها و محرومان و خانه به دوش هايي ياد ميكرد كه براي كمك به آنها و رساندن پيام سازمان به نزدشان رفته بود، زنان و دختران جنگ زده و آواره و بي پناهي كه از رذالتهاي پاسداران خميني و عوامل مستقيم دستغيب نزدش شكوهها كرده بودند، گوهر با متانت و وقار خاصي ميخنديد و ميگفت: ميخواهم مردم شيراز را غرق شادي كنم، فردا كه تو لبخند را بر لبان آنها ببيني من به آرزويم رسيده ام.در مرداد ماه67، عصمت، فاطمه و حسین ادب‌آواز در همین جریان قتل‌عام در زندان شیراز به استقبال جوخه اعدام رفتند و به خواهر قهرمانشان، شهید مقدس گوهر ادب‌آواز پیوستند.
تنها بازمانده این شهیدان تا 11 اردیبهشت 94 مادر قهرمانشان مادر احترام پارسایی بود
خانه آنها در جهرم از سال 58 يكي ازكانونهاي مبارزه عليه سارقان انقلاب و استبداد مذهبي حاكم براي همه فرزندان مجاهدش بود و از همين رو در همان دوران مبارزات سياسي چماقداران خميني و پاسداران جهل و جنايت، با رفتاري ضد بشري، دو بار خانه اش را به آتش كشيدند.
سه فرزندان مادر عصمت فاطمه وحسین در سال 63 هنگام خروج از ایران دستگیر و تا دو سال مادر از آنها هیچ خبری نداشت به مادر میگفتند بچه هایت کشته شدند. در اوایل سال 67 مادر خبر از زندان گرفت وبه ملاقات آنها رفت و  این آخرین دیدارش بود آنها در قتل عامهای سال 67 سربدار شدند . مادر در این دوران در خانه مشغول گل کاری بود . از او پرسیدند . چقدر گل دان داری گفت بچه های من سنگ مزار ونام ونشانی ندارند . وبسیاری از جوانان مثل بچه های من هستند . من بنام همه انها گل دان درست میکنم و برایشان الله اکبر میگویم بچه های من بهترین زندگی ومحبت خانه وخانواده را ترک کردند من فرزندانم می شناختم آنها یقین انتخاب درستی کرده اند . مرگ بر خامنه ایی لعنت بر خمینی مادران وپدران در گوشه وکنار ایران زمین با یاد ونام فرزندانشان بر خمینی این ولایت شیطان لعنت می فرستند . و به دعا گویی برای حقانیت راه رهبری مجاهدین بودند . سرانجام مادر در تاریخ 11 اردیبهشت سال 94بسوی فرزندانش پرکشید







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر